دفتر دلتنگی های من

منوي اصلي

آرشيو موضوعي

آرشيو مطالب

لينکستان

ساعت

امکانات

ورود اعضا:

نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

خبرنامه وب سایت:





آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 3
بازدید دیروز : 0
بازدید هفته : 3
بازدید ماه : 3
بازدید کل : 12515
تعداد مطالب : 5
تعداد نظرات : 0
تعداد آنلاین : 1


Alternative content



کجا رفتی عزیزم؟

 

 

هيچ فکر نميکردم که وقتي گفتم برو!
بروي و مرا تنها بگذاري...
گفتي زمان همه چيز را حل مي کند!
اين همه آشوب به راه انداخته اي و رفته اي که کاري دست زمان داده باشي!

نويسنده: سعید خدابنده تاريخ: شنبه 17 تير 1391برچسب:, موضوع: <-PostCategory-> لينک به اين مطلب

.::رفیق من::.

 

 

رفیق من

 

رفیق من سنگ صبور غم هام

بدیدنم بیا که خیلی تنهام

هیشکی نمیفهمه چه حالی دارم

چه دنیای رو به زوالی دارم

مجنونمو دل زده از لیلی ها

خیلی دلم گرفته از خیلی ها

نمونده از جوونی هام نشونی

پیر شدم پیر تو ای جوونی

تنهای بی سنگ صبور 

خونه ی سرد و سوت و کور

توی شبات ستاره نیست

موندی و راه چاره نیست

اگر که هیچکس نیومد 

سری به تنهاییت نزد

اما تو کوه درد باش

طاقت بیارو مرد باش

اگر بیای همونجوری که بودی

کم میارم حسود و از حسودی

صدای سازم همه جا پر شده

هر کی شنیده از خودش بیخوده

اما خودم پر شدم از گلایه

هیچی ازم نمونده جز یه سایه

سایه ای که خالی از عشق و امید

همیشه محتاج به نور خورشید

همیشه محتاج به نور خورشید

نويسنده: سعید خدابنده تاريخ: پنج شنبه 15 تير 1391برچسب:, موضوع: <-PostCategory-> لينک به اين مطلب

درباره وبلاگ

شاید اگر جای تو بودم طاقت دیدن چشمهای خسته ات را نداشتم شاید اگر جای تو بودم بلور بغضم را با تلنگری آسان میشکستم تا بدانی و بدانی که . . . چقدر دوستت دارم

نويسندگان

لينکهاي روزانه

جستجوي مطالب

طراح قالب

© All Rights Reserved to saeedkh71.LoxBlog.Com | Template By: NazTarin.Com

size=